مرتضى مطهرى
192
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وظيفهء دوم مورخ تحليل علل است . تحليل علل يعنى چه ؟ يعنى علل ممكن است در عرض يكديگر و بىارتباط به يكديگر در حادثهاى مؤثر باشند و ممكن است تقدّم و تأخّر داشته باشند يعنى يكى علت است و ديگرى علتِ علت است و ديگرى علتِ علتِ علت است و . . . تحليل علل ، وظيفهء ديگر مورخ است ؛ يعنى بفهمد كدام علت ، اوّلى است و كدام علت دومى يا در مقابل ، كدام علتها هستند كه هيچ كدام نسبت به يكديگر تقدّم و تأخّر ندارند . همان بحث محرك تاريخ در واقع يك نوع تحليل علل است . در باب محرك تاريخ ممكن است نظريات به صورت تكوينى باشد : يكى مىگويد عامل جغرافيا مؤثر است و عوامل ديگر هيچ ، ديگرى مىگويد عامل نژاد مؤثر است و عوامل ديگر هيچ ، سومى مىگويد قهرمانها مؤثرند و عوامل ديگر هيچ ، و يكى ديگر مىگويد اقتصاد مؤثر است و عوامل ديگر هيچ . و ممكن است اينطور نباشد و از راه تحليل علل به نتيجه رسيده باشند ؛ يعنى آن كه مىگويد عوامل جغرافيايى ، همهء علل ديگر را قبول دارد ولى آن را علت اصلى مىشناسد و به عبارت ديگر علت اصلى را عوامل جغرافيايى مىداند و بقيه را علت فرعى . وظيفهء مورخ اين است كه بعد از طرح همهء علل ، كوشش كند تقدّم و تأخّرها را به دست آورد ، ببيند كدام اصلى است و كدام فرعى . ممكن است در بين علتها به يك علت اصلى برخورد كند ، ممكن است به دو علت اصلى كه در عرض يكديگرند برسد و ممكن است به سه علت اصلى برخورد نمايد ، و خلاصه وظيفهء دوم مورخ اين است كه علل را مرتب نمايد . بعد اشاره مىكند به اينكه علوم در دو جهت متضاد پيشرفت كرده ، هم به سوى پيچيدگى و هم به سوى سادگى ؛ يعنى از يك طرف با پيشرفت علم ، علل بيشترى روشن مىشود و باعث پيچيدگى مسئله مىشود ، و از طرف ديگر همين پيشرفت سبب مىشود كه در مقام تحليل ، اين علل بيشتر تحليل مىشود به علت اول و دوم و سوم و . . . و اين امر به سادگى مسئله منتهى مىشود . اين ، اصلى است كه امروز مورد قبول واقع شده كه علوم در عين اينكه به طرف پيچيدگى پيش مىروند ، از جنبهء ديگر كه جنبهء فلسفى قضيه است به طرف سادگى و وحدت پيشرفت دارند . در واقع وحدتى در عين كثرت و كثرتى در عين وحدت است . به سوى كثرت مىرود در علل فرعى و به سوى وحدت مىرود در علل اصلى . جبر تاريخ در باب عليت در تاريخ ، ما اصل عليت را قبول كرده و وظايف مورخ را نيز بيان كرديم . يك مسئلهء خيلى مهم در اينجا مطرح است و آن مسئلهء جبر تاريخ است . جبر تاريخ بستگى دارد به اصل عليت در تاريخ ، كما اينكه جبر طبيعت ناشى از حكومت اصل عليت در طبيعت است ، كه ما در اصول فلسفه اين اصل را به سه اصل تقسيم كردهايم :